عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )

مقدمه 35

عوارف المعارف ( فارسى )

گرچه مترجم به شيوهء ترجمهء رسالهء قشيريه 119 ، همهء مطالب را از آغاز تا انجام ترجمه نكرده ، در كمال ذوق و مهارت ، اصول مطالب و نظم و ترتيب كتاب عوارف را مرعىّ و محفوظ داشته ، و آنچه از آيات و احاديث برگزيده اكثر آنها را ترجمه كرده ، و علاوه بر آن ، به اقتضاى مقام و مقال ، مطالبى از خود در ترجمهء متن افزوده است ( مخصوصا در مقدّمه‌سازى براى آوردن شعر ) . ترجمه يكدست و يكنواخت نيست و روش و نحوهء كار در موارد مختلف ، به مقتضاى نوسانات احساس و كشش مترجم ، فرق مىكند ؛ امّا اين فراز و نشيبها در جملات و عبارات به هيچ وجه از اهميّت اثر و روانى و شيوايى ترجمه نمىكاهد و خواننده ، بىتأمل و تفرّس ، متوجّه اين اختلاف نخواهد شد . با اينكه ترجمه حدود نيم قرن بعد از حملهء مغول صورت گرفته از لغات مغولى و تكلّفات ادبى معمول آن عصر عارى است و به تأليفات قرن ششم بيشتر شباهت دارد . با توجّه به اشعارى كه در ترجمه آمده پيداست كه مترجم با آثار صوفيانهء مهم و مشهور زمان خود آشنايى داشته و در ترجمهء خود از اين آشناييها سود جسته و ابيات زيادى شعر فارسى زينت‌بخش ترجمهء خود كرده است . مترجم به اصول مطالب و رعايت امانت در ترجمه توجه داشته و وفادار مانده است ، و مواردى را كه ترجمهء آنها را لازم نديده متذكر شده است 120 . توجّه به نمونه‌هاى زير در آشنايى با شيوهء ترجمه ، بىفايده نيست . در برخى موارد جملات كوتاه و شمرده است : و بعد از آن به مراقبه مشغول شود كه مراقبه عين ذكر است . و اگر از مراقبه عاجز آيد ، و وسوسه وى را زحمت دهد ، يك دو ساعت بخسبد . ( ص 161 ) و گاهى جملات طولانى است : حسين - قد - گفته است : بصيرت ارباب بصاير و معرفت عرفا و انوار علماى ربّانى و سباقت سابقان ازل و ابد و آنچه ميان اين هر دو مدخور است نصيب دلى است كه فاهم و دريابنده است . ( ص 12 ) گاهى ترجمهء لفظ به لفظ است : لا مانع ، هيچ بازدارنده‌اى نيست ؛ لما اعطيت ، آنچه تو بخشيده‌اى ؛ و لا معطى ، هيچ بخشنده نباشد ؛ لما منعت ، هر آنچه تو منع كنى ؛ و لا ينفع سود ندارد . ( ص 133 ) گاهى ترجمهء جمله به جمله است :